خرید بک لینک
 گاهی اوقات زندگی کردن از هر نظر دشوار میشود، یک دفعه تنگناهای اقتصادی، محیط کاری بد و روابط خانوادگی متشنج ما را فرامیگیرند. مدتی میجنگیم، بعد خسته میشویم و بعد اصلا رها میکنیم و کارهایی میکنیم که به صورت متناقضی شرایط ما را بدتر میکنند.بعد مدتی، به خود میآییم و متوجه میشویم که گرچه برخی از مشکلات را نمیشود حل کرد، دست کم میشود کارهایی کرد که تن و روان اندکی آسودهتر و آرامتر باشند.برخی از این کارها اینها هستند:۱- پیادهروی:پیادهروی به پاکسازی ذهن شما کمک میکند و دیدگاه متفاوتی را به شما ارائه میکند. در روزها سرد حتی میتوانید کتاب و تبلت به دست بگیرید و مثلا در اتاق نشیمن آنها را بخوانید بعد ۱۰ دقیقه میبینید که کمی آرامتر شدهاید و شرایط شما بهتر شدهاید. راه رفتن مغز را باز میکند و ایدههایی در ذهن ایجاد میکند که در حالت سکون اغلب به دست نمیآیند.اگر شرایط پیادهروی در طبیعت و پارک را دارید که اصلا محشر است. بعد یک پیادهروی طولانی، مسکنهای طبیعی تولید شده در مغز یعنی اندورفینها و انکفالینها ترشح میشوند و این طوری تحمل شرایط سخت را برای شما آسان میکنند.۲- یک روز به خودتان استراحت بدهیدگاهی تصور میکنیم که چون زندگی کنونی سخت شده، اگر ساعتی استراحت کنیم، گناه کردهایم. در شرکت و خانه کار میکنیم. گاهی اما ادای کار کردن را درمیآوریم، یعنی بهینگی کار ما به خاطر شرایط روحی آنقدر پایین آمده که ارزش ندارد در آن ساعت ادامه بدهیم. اما از آن سو به خود نهیب میزنیم که نباید تسلیم شویم.باز به صورت متناقض یک روز میتوانید به خودتان مرخصی بدهید و آن را به تمامی صرف کارهای مورد علاقه خود کنید. خواهید دید که سیستم مغزی شما به اصطلاح ریست میشود و میتوانید

برچسب: نویسنده: امیر محمدپور تاريخ: چهارشنبه 15 تير 1401 ساعت: 1:35

ترفندهایی برای انجام کارهای مثبت و موثر در کسبوکار به جای انبوهی از کارهای بیاهمیتاخیرا با یک مدیر کسبوکاری صحبت کردیم که واقعا در تلاش برای پیشرفت و رسیدن به موفقیت است.او و تیماش بیش از ۸۰ ساعت در هفته کار میکنند و بیخوابیهای زیادی متحمل میشوند. برخی روزها اصلا نمیخوابند و به سختی خانواده خود را میبینند ولی با گذشت زمان، به نظر میرسد هر هفته پیشرفت کاری کمتری نسبت به هفته قبلتر دارند. زمانی که ما با آنها صحبت کردیم؛ در واقع داشتند به این فکر میکردند که دست از کار بکشند و تسلیم شوند.همانقدر که دوست داریم بگوییم این مورد خاص است ولی هر روز نمونهاش را در صاحبان مشاغل دیگر میبینیم. اینکه شما هرچه بیشتر کار میکنید؛ افکارتان پراکندهتر میشوند و مستعد تصمیمگیریهای تجاری ضعیفتری هستید. این تصمیمها منجر به عملکرد ضعیف میشوند و بعد شما را وادار میکنند که سختتر کار کنید و و باز افکار پراکندهتری داشته باشید و این سیکل معیوب منفی یا حلقه تقویت منفی Negative Reinforcement Loop، بارها و بارها ادامه پیدا میکند.امروز میخواهیم نکاتی بگوییم که به شما و دیگران کمک میکنند چگونه یک بار برای همیشه چرخه معیوب منفی را متوقف کنید و یک پیشرفت واقعی و قابل اندازهگیری در کسبوکارتان داشته باشید.به تعطیلات برویدوقتی خسته شدهاید؛ هرچه بیشتر کار کنید؛ هیچ کمکی به خودتان و کسبوکارتان نکردهاید. شاید از نظر فیزیکی کارهای زیادی انجام داده باشید ولی از نظر کارایی و بهرهوری بینتیجه هستند.بنابراین، اولین توصیه این است که کمی استراحت کنید و به خودتان مرخصی بدهید. در یک موقعیت ایدهآل، شما باید هر سه ماه یک بار برای استراحت و تجدید قوا به مرخصی بروید اما اگر فکر میکنید کسب

برچسب: نویسنده: امیر محمدپور تاريخ: چهارشنبه 15 تير 1401 ساعت: 1:35

ترک'>ترک عادتهایی که در خود توانایی مهارشان را نمییابیم، میتوانند بسیار چالشی باشند. هم خود عادت و هم این حس تسلیم و ناتوانی در ترک آنها باعث میشوند احساس بدی نسبت به خود داشته باشیم.در این پست، میخواهم در مورد چند چیز که برای مهار یک عادت اجباری compulsive  مفید بودهام صحبت کنم.باید روشن کنم که من در مورد اعتیاد به مواد مخدر یا الکل در اینجا صحبت نمیکنیم، بلکه در مورد چیزهایی صحبت میکنم که احساس اجبار برای انجام دادن در ما ایجاد میکنند.خرید، شبکههای اجتماعی، پ…ورن، سیگار کشیدن، خوردن کلوچه، جویدن ناخن. البته برخی از آنها از نظر مخرب بودن و دشواری ترک، دستکمی از مواد مخدر ندارند.در ضمن این نوشته یک راهنمای کامل در مورد این موضوع نیست، اما چند ایده مهم را بیان میکند.چرا ما عادتهای اجباری داریمما احمق نیستیم. ما کارهای غیر مفید را به قصد آسیب رساندن به خود انجام نمیدهیم. ما آنها را انجام میدهیم تا نیاز آشکار یا پنهانی را برآورده کنیم. منتها این برطرف کردن نیاز در حد ناقص و سرپوش گذاشتن است.– من حوصلهام سر رفته و میخواهم مغزم غرق در لذت دوپامین شود!– نسبت به خودم احساس بدی دارم و میخواهم کاری انجام دهم تا ذهنم را از آن دور کنم– من در موقعیتهای اجتماعی احساس ناخوشایندی دارم و نیاز به حواس پرتی دارم– من استرس دارم و به یک مکانیسم مقابله نیاز دارمپس ما میآییم و برطرف کردن یک تنش، به یک عادت پناه میبریم و آن عادت موقت سرپوشی بر تنش ما میگذارد، اما بعد دوباره هم تنش آشکار میشود و هم انجام آن عادت بد، یک استرس دیگر هم به ما اضافه میکند. خودمان اینها را میدانیم، اما چون در یک چرخه گیر افتادهایم، نمیتوانیم خارج شویم.یک مثال ساده: بدفرمی بدن یا چاقی، حس بدی در

برچسب: نویسنده: امیر محمدپور تاريخ: چهارشنبه 15 تير 1401 ساعت: 1:35

صفحه بندی